من: هوس کردم یه بار دیگه شب های روشن و ببینم
تو:آخ گفتی چند بار تا حالا دیدیش؟
من:به اندازه سنم
تو: پنجاه و هشتی دیگه؟
من: آره اردیبهشتش
تو: ۳۰بار ولی من هر بار که میبینمش انگار بار اولمه
من: دزده دزدیشون؟
تو: سی دی شو؟
من: نه فقط اینو همه شونو ولی هیچی مثل دزدیدن شب های روشن حالمو نگرفت خاطره داشتم ازش
تو:فردا بیکاری؟
من: کبریت داری؟
تو: سیگار چی داری؟
من:
---------------
فردا
تو: چشماتو ببند
من: حوصله بازی خوردن ندارم
تو: بازم زدی تو فاز دیالوگ های سینمایی
من: هر فیلمی که می بینم اندکی قد می کشم اینو رفیق دوران سربازیم عزیز خان گروسی میگه فیلم شب های روشن و با اون تو سینما بهمن دیدم
تو: حالا باز کن
http://www.damascusfest.com/en/film/details/Le+Notti+Bianche/146
من:پوستر Le Notti Bianche ویسکونتی
تو:دوباره ببند
من: مثه این که بعضی بازیا واسه آدم شانس میاره
تو: حالا بازکن
http://rapidshare.com/files/122627628/Yazdanian.zip
من: موسیقی شب های روشن
تو: ویدئو پروژکتور را روشن کن
من: شب های روشن؟
تو: کبریت داری؟
من: سیگار چی داری؟
تو:
* دلم برای پدر بزرگم ، مرحوم موسی عابدین خیلی تنگ شده است.
محمد امین عابدین
آبان ۸۸

