A- راننده اتوبوس
اتوبوس جلوی ایستگاه نگه می دارد ، راننده دکمه درعقب را فشار می دهد و در باز می شود
زن از کیفش بلیط در می آورد و راننده بلیط را از می گیرد
راننده: خدا خیر ت بده این بلیط مال فصل پیشه الان پاییزه
زن چند لحظه مکث می کند و به چشمهای راننده زل می زند
زن: نمیدونستم یادم نبود
و از اتوبوس دورمی شود
راننده پا روی گاز می گذارد و حرکت می کند.
راننده: تو یادت نبود؟ تو که صبح تا شب تو خونه نشستی و بیکاری حالا اگه مرد بودی یه چیزی وای به حال اون شوهر بیچارت که کار می کنه میاره تو خونه تو بخوری ، خدارو شکر گیجم هستی
ازصندلی پشت سر راننده صدائی شنیده می شود
مرد جوان: همشون که مثه هم نیستن ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدامین عابدین در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت
12:32 |