*خانم معلم
دست نوازش
بر سر کسی بکش
که محبت پدر و مادر ندیده
من خودت را می خواهم.
*خانم یار احمدی معلم زیبای کلاس اول من بود و...
* آهنگ نفرین آرتوش را بسیار دوست دارم( دانلود کنید)
محمد امین عابدین
دی ماه ۸۸
*خانم معلم
دست نوازش
بر سر کسی بکش
که محبت پدر و مادر ندیده
من خودت را می خواهم.
*خانم یار احمدی معلم زیبای کلاس اول من بود و...
* آهنگ نفرین آرتوش را بسیار دوست دارم( دانلود کنید)
محمد امین عابدین
دی ماه ۸۸
نفر اول از چپ به راست با خودش می گوید: ای بیچاره آدم بدی هم نبود کم خدمت نکرد لااقل زنده می موند به درد مملکت می خورد بدبختی نمیشه هم ازش دفاع کرد فردا میگن ساواکیه اعداممون می کنن.
نفر دوم از چپ به راست لبخند بر لب دارد و با خودش می گوید: فاسد کثافت به درک واصل شد، طاغوتی بی ناموس همجنس باز چند سال خوردی و چاپیدی تا خدا هم صبرش سر اومد آخ وقتی رگبار گوله رو بستم بهش چه کیفی کردم.
نفر سوم از چپ به راست: همیشه از تلویزیون میدیدمش کی فکرشو می کرد من یک روز نخست وزیر را از نزدیک ببینم اونم زنده شو نه جسدشو کاش این یارو عکاسه یه عکس درست و حسابی ازم بگیره فردا پس فردایی به درد می خوره.
نفر چهارم از چپ به راست: زندگی مسخره تف به روزگار شاید یه روزم نوبت ما بشه کی می دونه. لا مصبا کاری کردن دستمون به خونشون آلوده بشه تا کی این ماجرای بکش بکش ادامه داره تا کی.
* آیت الله منتظری دار فانی را وداع گفت.
* این غزل حضرت مولانا مستم کرد.
*یلدایتان مبارک وخجسته باد.
محمد امین عابدین
آذر ۸۸
*زندگی شیرین
گوینده رادیو: وزیر نفت دیروز در همایش نفت ، ایران و آیندگان اعلام کرد: ما تا چند سال آینده بنزین صادر خواهیم کرد و از ورود بنزین به کشور بی نیاز خواهیم شد.
راننده تاکسی: لامصبا سهمیه بنزین مونو کم کردن ، صف گازم از اول صب باید بری تو صف آیا گیرت بیاد آیا گیرت نیاد ، بعد آقا چی میگه هی
مرد مسافر:وزیر نفتی که رشته اش غیر نفتیه هر چی از دهنش در بیاد میگه دیگه
زن مسافر: وزیر نفت کیه هنوز آقازاده س؟
گوینده رادیو: سرانه کتاب خوانی در ایران روزانه 2 دقیقه است...
راننده تاکسی: تو هم حالت خیلی خوشه آخه من که از صب تاشب دارم جون می کنم واسه یه لقمه نون آخرشم دست از پا درازتر بر می گردم خونه کجا حال کتاب خوندن دارم، بعد آقا چی میگه هی
مرد مسافر: تا مردم ما کتاب نخونن به آگاهی نمی رسن و وقتی هم به آگاهی نرسن وضعیتمون بهتر از این نمیشه آگاهی مساویه با آزادی
زن مسافر: کتاب چیه خوردنیه؟
گوینده رادیو: نتایج یک بررسی نشان می دهد مصرف شکلات سیاه هورمون های اضطراب را کاهش می دهد.
راننده تاکسی: نه اشتباه می کنی ،مسافر باشه ، تو هم خوب در بیاری و شکمت پر باشه اینا آره قبول دارم اظطراب و کم میکنه ، بعد آقا چی میگه هی
مرد مسافر: این که آینده روشن برای خودت و خانواده نبینی این که می بینی دنیا روز به روز حرکت رو به جلو داره ولی شما عقب گرد می کنی این که هنوز مشکل ما اینه که طرف کافر یا مسلمونه اینا مثل خوره روح آدمو می خوره
زن مسافر:شکلات همونه که شبیه اوباماس؟
گوینده رادیو:سرمربی تیم ملی گفت :تیم ملی فوتبال سه دقیقه تا جام جهانی کم آورد.
راننده تاکسی: گندشون بزنه به خدا یه مشت تن لش تو زمین بودن از کار و زندگی ما رو انداختن دیروز 10 تا سیگار وینستون لایت اصلی حرومشون کردم ، بعد آقا چی میگه هی.
مرد مسافر:ورزش ما دست نظامیاس باید دست ورزشکارا باشه تا نتیجه بگیریم
زن مسافر:فوتبال کجاس تو یه قاره دیگه س؟
راننده تاکسی رادیو را خاموش می کند.
مرد مسافر: جلوی سینما پیاده میشم؟
راننده تاکسی: سینما می ری؟ فیملش چیه بچه هام میگن محاکمه در خیابان فیلمش خوبه تلویزیون خیلی تبلیغش و می کنه
مرد مسافر:نه اسم فیلم شب های روشن
زن مسافر: منم پیاده میشم
راننده تاکسی: شما هم شب های روشن؟
زن مسافر:بله
مرد مسافر: بارچندمه؟
زن مسافر: شما چی؟
مرد مسافر: تو سینما می بینمتون و بعد بهتون میگم ، میگم نکنه فرهاد هم گوش می کنی؟
زن مسافر: اگه تو سینما دیدمتون هر دو شون شاید بهتون بگم شایدم نگم.
* یک شعر بی نظیر از نصرت رحمانی .
* آیا درباره الی فیلم درخشان اصغر فرهادی جایزه گلدن گلوب را خواهد برد؟
محمد امین عابدین
آذر ۸۸
شک نکن
این چراغ
اگر همیشه سبز بماند
به خیابان آزادی خواهیم رسید
از تاریکی نترس
جلوتر بیا
می خواهم مشعل پیروزی را
با گرمی نفسهایت روشن کنم.
* روزنامه حیات نو هم توقیف شد.
* مسعود کیمیایی دیگردوست ندارد فیلم خوب بسازد. به نظر من هنوز هم بهترین فیلم بعد از انقلاب او دندان مار است و بس.
* از سایت شخصی دریا دادور بازدید فرمایید.
محمد امین عابدین
آذر ۸۸
* پنجاهمین ترانه
دستی که شعر می باره
دستی که قصه میگه
دستی که گل می کاره
دستی که سایه میشه
نمی تونه طناب دارو بکشه
نمی تونه گوله رو شلیک بکنه
نمی تونه تیشه به ریشه بزنه
نمی تونه قلب کسی رو بشکنه
دستی که تار می زنه
دستی که فرش می بافه
دستی که ماه می کشه
دستی که ساز می سازه
نمی تونه کتابا رو بسوزونه
نمی تونه فیلما رو سانسور بکنه
نمی تونه دستی رو دستبند بزنه
نمی تونه روزنامه توقیف بکنه
اینا که گفتم
کابوس شب های منه
شنیدنی ها
دیدنی های منه
من نمی تونم
چشمامو ببندم
به زشتی های
دور و ورم بخندم
من نمی تونم
گوشامو بگیرم
کر بشم و
بگم که سر به زیرم
من نمی خوام
برده ی دنیا باشم
می خوام زمین می خورم
از جا پاشم
همین دو روزه
عمر من می گذره
می خوام رها
شبیه دریا باشم
شبیه یه پرنده
وسط ابرا باشم
*دل ترانه: چه کارها که این دست ها نمی کنند با من و تو و ما ومن که می خواهم در این آشفته بازار بی رمق دریا باشم و پرنده. در وبلاگ وزین ((تنها توفان کودکان ناهمگون می زاید)) دست نوشته ای از دکتر غلامحسین ساعدی بزرگ می خوانم با دل نو شته ای از صاحب توانای وبلاگ که مرا ترغیب می کند تا این ترانه را انتخاب و به صورت مجازی منتشر کنم.
* با یک هنرمند فرانسوی خوش فکر اینجاآشنا شوید.
* ۱۶ آذر روز دانشجو و حرکتی تازه برای تازه شدن...
محمد امین عابدین
آذر ۸۸
دنیا را طلاق می دهم
می خوابم
به نیت بیدار نشدن
قبل از رفتن
ملک الموت می گوید
فردوس چشم انتظار تو است
می پرسم
دیگر چه خبر؟
از خدا خبر داری؟
* شماره آبان ماه ماهنامه فرهنگ و آهنگ و یادداشتی هایی برای فرهاد مهراد.
* بانو رخشان بنی اعتماد: دوربينم را چند روزی امان دهيد تا گزارشی بیپرده پيش رويتان بگذارم، شايد به واقع نمیدانيد که زير پوست شهر چه میگذرد.
* یادداشتی بر آلبوم بی نظیر آخ کاری از محسن نامجو را در وبلاگ آرمین عزیز ببینید.
* پاسخ عباس کیارستمی به بهمن قبادی.
محمد امین عابدین
آذر۸۸
من: هوس کردم یه بار دیگه شب های روشن و ببینم
تو:آخ گفتی چند بار تا حالا دیدیش؟
من:به اندازه سنم
تو: پنجاه و هشتی دیگه؟
من: آره اردیبهشتش
تو: ۳۰بار ولی من هر بار که میبینمش انگار بار اولمه
من: دزده دزدیشون؟
تو: سی دی شو؟
من: نه فقط اینو همه شونو ولی هیچی مثل دزدیدن شب های روشن حالمو نگرفت خاطره داشتم ازش
تو:فردا بیکاری؟
من: کبریت داری؟
تو: سیگار چی داری؟
من:
---------------
فردا
تو: چشماتو ببند
من: حوصله بازی خوردن ندارم
تو: بازم زدی تو فاز دیالوگ های سینمایی
من: هر فیلمی که می بینم اندکی قد می کشم اینو رفیق دوران سربازیم عزیز خان گروسی میگه فیلم شب های روشن و با اون تو سینما بهمن دیدم
تو: حالا باز کن
http://www.damascusfest.com/en/film/details/Le+Notti+Bianche/146
من:پوستر Le Notti Bianche ویسکونتی
تو:دوباره ببند
من: مثه این که بعضی بازیا واسه آدم شانس میاره
تو: حالا بازکن
http://rapidshare.com/files/122627628/Yazdanian.zip
من: موسیقی شب های روشن
تو: ویدئو پروژکتور را روشن کن
من: شب های روشن؟
تو: کبریت داری؟
من: سیگار چی داری؟
تو:
* دلم برای پدر بزرگم ، مرحوم موسی عابدین خیلی تنگ شده است.
محمد امین عابدین
آبان ۸۸
گفتم دستهایت را بده
عاشقت بودم
فرصت خواستم
سکوت کردی
عاشقش بودی
* نامه ی انتقادی بهمن قبادی به عباس کیارستمی.
محمد امین عابدین
آبان ۸۸